دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

422

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

اصلى خود خيابانى عظيم با حدود 4 كيلومتر طول بود كه در يك محور شمالى - جنوبى از باغات سلطنتى ، در حاشيه ميدان مركزى ، تا هزار جريب كشيده شده بود و هزار جريب از املاك خالصه بود كه حدود دو كيلومترى جنوب زاينده‌رود قرار داشت . پهنه شكوهمندى از درختان در رديفهاى كاشته‌شده ، آن‌را به سه خيابان تقسيم كرده بود و خيابان وسطى داراى آبگذارى بود . آب فواره‌ها و آبشارها در آن جريان داشت . باغات در پيرامون چهارباغ تا دوردستها كشيده‌شده و به جاى ديوارهاى محكم داراى پرچين بودند ، طوريكه رهگذران معبر عمومى هم از ديدن آنها لذت مىبردند . كاخهايى هم با نامهاى ستاره ، عباس‌آباد ، جهان‌نامه و نسترن به تناوب در باغاتى چون تخت‌گاه ، بلبلان ، دراويش ، توتستان و بهشت طرح‌بندى شده بود . چهارباغ صفويان همچنان كه از اسمش پيداست نه به منظور مكانى براى دادوستد ، بلكه عمدتا باغى بود كه پياده‌روهاى سايه‌دار آن ، آن را به گونه سايبان وسيعى درآورده بود . امّا چهارباغ از نظر بيان ارزشهاى معمارى نوعى باغبندى منظره‌دار برشمرده مىشد . بهره‌گيرى از دورنماى گسترده با كاخها و ساختمانهاى سترگ در انتهاى هرطرف و بهره‌گيرى از طاقگان كاملا بيكران به منظور تعيين فضاى بسته آن ، شباهتى زياد به ميدان پيدا كرده بود . در اينجا بخش اعظم طرح را طبيعت شكل‌داده و طراح آن پلان خويش را بر پايه چهارگوشهاى مجاور طرح‌افكنى كرده بود . در آرايش آن نشانى از تحميل و يا انعطاف‌ناپذيرى غيرطبيعى ديده نمىشد ؛ گزارشهاى آن دوره حاكى از اينست كه چهارباغ به منظور تفريح اهالى شهر و لذت بردن از مصاحبت همديگر درحال پياده‌روى و يا حتى سواركارى و ديدن جهان گذران ساخته شده بود « 1 » . پلى كه شكل قنديل طبيعى بين چهارباغ شاه عباس و توسعه ازپيش طرح‌شده جلفا ، حومه ارمنىنشين اصفهان بود ، اين دو طرح اجرائى را بهم پيوند و محور تفرجگاه را بسط و توسعه مىداد . اين پل كه امير الامراى محبوب شاه ، اللهورديخان در سال 1101 / 1602 ساخت و به‌نام او هم معروف شد ، 300 متر طول داشت . معمار آن با آگاهى از خطر يكنواختى ، در فواصل معين كوشكهايى در پل تعبيه كرد ، ولى اين كوشكها به اندازه كافى بزرگ نبودند تا خطوط روپوش آن را قطع كنند . طاقگان دوگانه شكوهمندى كه جزو خود طرح بود در سه رده ضميمه راه سرپوشيده و يا باز عابر پياده شد . در اينجا نيز مثل خود چهارباغ ، اهداف عملى و زيبائىشناختى باهم هماهنگ شدند « 2 » .

--> ( 1 ) - ويلبر ، Persian Gardens ، صص 102 ، 106 ؛ گدار ، « اصفهان » ، صص 94 - 88 ؛ هنرفر ، گنجينه ، صص 93 - 479 . ( 2 ) - م . فرّانته ، در زاندر ، Travaux ، صص 5 - 443 ؛ پوپ ، در SPA ، صص 7 - 1235 .